مقالات و نمونه ترجمهها
ویترین هوشمند مطالب و ترجمههای تطبیقی.
–رابرت آدامز. نسخهٔ پیادهسازیشدهٔ ۱۱۳: همهچیز آگاهی است، ۲۱ نوامبر ۱۹۹۱
برای پیشرفت، ذهن را از قضاوت و واکنش رها کنید؛ همه دیدگاهها را کنار بگذارید و بیدار شوید.
ویرجینیا وولف، خانم دالووی
کلاریسا صبحی در بورتون، با هیجان جوانی به طبیعت مینگرد؛ خاطرهٔ پیتر والش و جملهاش دربارهٔ برتری آدمها بر گلکلم در ذهنش مانده است.
روانکاویِ متن: وقتی مترجم روی صندلی روانکاو مینشیند
یک ترجمهی ماندگار، درست شبیه یک جلسهی روانکاویِ موفق است. مترجم باید به اعماقِ ذهن نویسنده نفوذ کند، گرههای کلامی را باز کند و در نهایت، آن روحِ خالص و بینقاب را در کالبدِ زبان فارسی بدمد.
عبور از میدان مین: وقتی با اصطلاحات «غیرقابل ترجمه» روبهرو میشویم
اصطلاحات «غیرقابل ترجمه» در واقع وجود ندارند؛ آنچه وجود دارد، «اصطلاحاتِ نیازمندِ بازآفرینی» است.
مترجم در صندلی متهم: چگونه از معماریِ کلماتمان دفاع کنیم؟
حضور در صندلی اتهام اصلاً چیز بدی نیست. این نشان میدهد که کار شما خوانده شده و اهمیت داشته است.
هنر نامرئی: چطور یک ترجمهی شاهکار را از یک فاجعهی کلمهبهکلمه تشخیص دهیم؟
هنر نامرئی: چطور یک ترجمهی شاهکار را از یک فاجعهی کلمهبهکلمه تشخیص دهیم؟
اثر ویلیام شکسپیر
یکی از نامدارترین تکگوییهای نمایشنامهٔ هملت، اثر ویلیام شکسپیر
فوت کوزهگری من تو ترجمه
قبل از اینکه ترجمهای رو نهایی کنید و بفرستید، حتماً از «تست گوش» ردش کنید. با صدای بلند بخونیدش. همین کار ساده، ترجمهی شما رو از یه متن «قابل فهم» به یه متن «فوقالعاده و خوشخوان» تبدیل میکنه. اینجوری خواننده اصلاً حس نمیکنه داره ترجمه میخونه.
کوک کردن «ضربآهنگ» متن
ترجمهٔ خوب، داستان رو تعریف میکنه. ترجمهٔ عالی، کاری میکنه که خواننده «نبض» داستان رو توی دستهاش حس کنه و اون نبض، همین ضربآهنگه.
مدرک یا نمونه کار؟ دستمزد یا سرمایهگذاری؟
مدرک و رزومه، هرچقدر هم ارزشمند باشند، بهتنهایی تضمینکنندهی کیفیت ترجمه نیستند؛ معیار واقعی، نمونهکار و کیفیت خروجی امروز مترجم است.
قدرت واژگان
این متن دربارهٔ قدرت عمیق واژگان است؛ اینکه کلمات میتوانند هم درمانگر و امیدبخش باشند و هم ویرانگر. نویسنده یادآوری میکند که پیش از سخن گفتن باید از حقیقت و مسئولیتِ کلمات خود آگاه باشیم.
راز مگوی ترجمه: وقتی کلمات کافی نیستند، پای «لحن» به میان میآید!
این مقاله توضیح میدهد که ترجمه فقط جابهجاییِ واژهها نیست، بلکه هنرِ انتقال لحن و احساسِ متن است. نویسنده تأکید میکند که حفظ لحن، روح اثر را زنده نگه میدارد، ارتباط مخاطب با متن را عمیقتر میکند و نشانهٔ وفاداری مترجم به نویسنده است.
فریدریش نیچه
این متن، ستایشی تلخ و هشدارآمیز از استقلال فردی است؛ راهی دشوار و پرخطر که تنها انسانهای نیرومند و جسور توان پیمودنش را دارند، اما بهای آن اغلب تنهایی، سوءفهم و بیبازگشتی است.
نقل قولی از فیودور داستایفسکی
این متن، تأملی تکاندهنده در باب پیامدهای ویرانگرِ «دروغ به خود» است؛ اینکه چگونه خودفریبی، ریشهٔ عزتنفس، عشق و حقیقت را در وجود انسان میخشکاند و او را به ورطهٔ خشم و پوچی میکشاند.